صفحه‌ی اول | تماس | RSS


تعداد عناوين: 16    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

ماجراي مضحك آبي‌پوشان | تيه‌ري ژونكه | احمد پرهيزي
چهار سال. بله، درست چهار سال يعني هزار و چهارصد و شصت روز گذشته بود. آدريان تك تك اين روزها را شمرده بود، با اين اميد كه شايد در انتهاي تونل زندگيش اندكي روشنايي پديدار شود. اما اين انتظار بيهوده بود و حتي اوضاع بدتر از پيش هم مي شد. هر چند در حرف آسان به نظر مي‌رسيد، او مي كوشيد عزت نفس خود را حفظ كند. روزهاي اول حقوق بيكاري او را زنده نگه مي داشت. اجاره خانه، همبرگري كه اول صبح مي بلعيد، يك پاكت سيگار، جورابي نو و به ندرت يك جفت كفش، چيزي از پول‌ها باقي نمي گذاشت. آن وقت گيوتين «حقوق تمام شد» فرود مي‌آمد. آدريان صفير تيغه تيزش را پشت گوش‌هايش به وضوح مي شنيد. بدين ترتيب نسيه گرفتن از سرژ خپله كه پول‌هايش به جانش بسته بود، شروع مي شد...
مطلب کامل

حكم مرگ | موريس بلانشو | احمد پرهيزي
فصلی از رمان زيرچاپ «حكم مرگ»
موريس بلانشو، متولد 1907 فيلسوف قصه نويس فرانسوي، از مهم ترين قصه نويسان دهه 40 ميلادي و سپس دهه 90 محسوب مي شود. از زندگي او چيز چنداني در دست نيست، دو تصوير بي كيفيت تنها حضور «نمايشي» او محسوب مي شود. فيلسوف گوشه‌گير فرانسوي (كه هرگز مصاحبه نكرد) در داستان بلند حكم مرگ كوشيده است آميزه اي از تأملات خود در باب سكوت، چهره، تنهايي، انديشه،...
مطلب کامل

ققنوس | سيلويا تاونسند وارنر | مجتبي ويسي
لرد استرابري نجيب زاده اي بود كه به جمع آوري پرندگان عشق مي ورزيد. پرنده خانه اش در تمام اروپا نظير نداشت. آن قدر بزرگ و جادار بود كه عقاب ها با خيال راحت در آن به پرواز در مي آمدند و كوهستان را پاك به دست فراموشي سپرده بودند. از نظر آب و هوايي، چنان دقيق و خوب طراحي شده بود كه از مرغ مگس خوار گرفته تا سهره هاي سردسيري آنجا را كاشانه خود به حساب آورده و هيچ كم و كسري احساس نمي كردند. با تمام اين تفاصيل هنوز بهترين بخش اين مجموعه پرارزش خالي مانده بود، با برچسبي بر سر در آن با اين عنوان:
مطلب کامل

زنی که اسیر شده است | دانلد بارتلمی | ترجمه: محسن بنی‌فاطمه

زنِ اسیر از من می‌خواهد که اگر می‌شود از او عکس‌ بگیرم. چهار حلقه فیلم 35 میلی‌متری از او می‌گیرم و بعد با خوشحالی فراوان به تاریک‌خانه می‌روم. با کنتاکت‌های عکاسی بر می‌گردم و با هم نگاه‌شان می‌کنیم. دور نیم‌دوجین از آن‌ها با مداد ابرو دایره می‌کشد –عکس‌هایی که در آن‌ها خیره شده- دور عکس‌هایی که در آن‌ها می‌خندد خط نمی‌کشد، با این‌که چندتایی از خوب‌هاش توی عکس‌ها هست. وقتی با تصاویر چاپ شده –که هنوز خیس هستند- بر می‌گردم، می‌گوید که به اندازه‌ی کافی بزرگ نیستند.
"بزرگ‌تر از این می‌خوای؟"
"می‌تونی بزرگ‌ترشون کنی؟"
"چه‌قدر بزرگ؟"
"چه‌قدر می‌تونی بزرگ‌شون کنی؟"
"بزرگ‌ترین کاغذی که دارم بیست‌وچار در سی‌وششه."
"خوبه!"
مطلب کامل

دنياي‌ خدا | نجيب‌ محفوظ | محمد جواهرکلام
با ورود عمو ابراهيم‌ فراش‌، زندگي‌ در دبيرخانه‌ آرام‌ آرام‌ آغازشد. پنجره‌ها را يكي‌ پس‌ از ديگري‌ باز كرد و با دلمشغولي‌ و بي‌اعتنايي‌شروع‌ كرد به‌ جارو كردن‌ كف‌ اتاق‌ بزرگ‌. سرش‌ به‌ طور منظم‌ و آهسته ‌تكان‌ مي‌خورد و آرواره‌هايش‌ مي‌جنبيدند، انگار مشغول جويدن‌ است‌.بعد محل‌ رويش‌ موهاي‌ سفيدش‌ در چانه‌ و گونه‌ها شروع‌ كردند به‌جنبيدن‌، اما تاسي‌ جلو سرش‌ حتي‌ يك‌ مو نداشت‌.
مطلب کامل

خواب ها | حمدی تانپینار | علیرضا سیف‌الدینی
بار اول متوجه تغییرات نشد. فقط دلش نمی خواست کارکند. بی حال ودلمرده بود. تمام روزیا درگوشه ای می نشست یا بی حواس این سو وآن سو می رفت.انگار که جای چیز مهمی درزندگی اش خالی باشد. بعد فهمید که ...
مطلب کامل

گلوله ي سرگردان | آنخل آرانگو | اسدالله امرايي
اول، گلوله توي لوله چرخيد و دم لوله ي رولور كه مثل بيني موش صحرايي بود لرزيد. بعد سريد و آمد توي هواي آزاد. ديد كه مي آيد و در همان وقت به ياد سينه ي آنا افتادو قلب پسرش كه به اندازه ي هلو بود.
مطلب کامل

صدای چکمه | کریستال آربوگاست | یوسف حیدری ترکمانی
فاني پوتيت عروسك پارچه‌اي محبوبش را زير بغلش گرفت و چهار زانو جلوي ايوان خانه دايي جونز نشست.خورشيد ديرهنگام بعدازظهري از ميان برگهاي درخت بزرگ بلوط مي‌تابيد و نور لرزانش را به روي اتاق مي‌انداخت. تمام حواس بچه را نور طلايي خورشيد به خود معطوف كرده بود و به گونه‌اي نگاهش به بالا دوخته شده بود كه ...
مطلب کامل

انتخاب سوپی | اُ. هنری | زرین بختیاری‌زاده

سوپی روی یک نیمکت درمیدان مَدیسون نیویورک نشست و به آسمان نگاه کرد. یک برگ خشک روی بازویش افتاد. زمستان از راه می‌رسید و او می‌دانست که باید هرچه زودتر نقشه‌هایش را اجرا کند. با ناراحتی روی نیمکت جابه‌جا شد. احتیاج به سه ماه زندان گرم و نرم با غذا و دوستان خوب داشت. معمولا زمستان‌هایش را این‌گونه سپری می کرد.

مطلب کامل

داستان يك خاله‌ي بيچاره | هاروكي موراكامي | مترجم: فرشيد عطايي

همه چيز در يك بعد از ظهر بسيار زيباي روز يكشنبه در ماه ژوئيه شروع شد؛ درست همان اولين يكشنبة ماه ژوئيه. دو سه تكه ابر سفيد و كوچك در دوردست آسمان مانند علائم سجاوندي بودند كه با دقت بسيار نوشته شده باشند. نور خورشيد بي هيچ مانعي بر تمام دنيا مي تابيد. در اين پادشاهي ماه ژوئيه، حتي پوشش نقره اي رنگ يك شكلات كه بر روي چمنزار پرتاب شده بود، مثل كريستالي در ته يك درياچه، با غرور مي درخشيد.
...

مطلب کامل

چیزهایی که آدم می‌تواند داشته باشد| ارمین کنرت / برگردان: مریم مؤمنی

یک وقتی در تعطیلات بین دو ترم دانشگاه کار طاقت فرسایی در کارخانه ادویه گیرم آمده بود . جایی که موقع خالی کردن فلفل دلمه ای های قرمز آسیاب شده وقتی باد از آن سمت می وزید می شد بوی کارخانه را از پنج کیلومتری حس کرد . آن جا همان جایی بود که من هشت ساعت از روز را در کنار ماشینی می ایستادم که مخلوطی از فلفل های مختلف را در خدمت به هنر کدبانوگری به بسته های پانصد گرمی می ریخت. بعد ، ...

مطلب کامل

چيزهايي كه هرگز در مورد پدرم نمي‌دانستم | حنيف قريشي | برگردان: فرشيد عطايي

در گوشه اي از اتاق مطالعه ام، يك پوشة سبز كهنه و درب و داغان هست كه از زير تلي از كاغذ بيرون زده؛ لاي اين پوشه دستنوشته اي هست كه به نظرم در مورد پدرم و گذشته ام اطلاعات زيادي در آن باشد. ولي از وقتي كه اين پوشه كشف شده، من فقط به آن نگاهي سريع انداخته ام، نگاهم را از آن برگرفته ام، به كاري ديگر پرداخته ام،
...

مطلب کامل

داستانی از كازوئو ايشيگورو- مترجم فرشید عطایی
كازوئو ايشيگورو در سال 1954 در ناگازاكي ژاپن به دنيا امد و در پنج سالگي به دليل ضرورت شغلي پدر به همراه خانواده به انگليس مهاجرت كرد. معروف ترين اثر اين نويسنده، رمان «بازماندة روز» است كه جايزة «بوكر» را برايش به ارمغان آورد و فيلم موفقي نيز با بازي هاپكينز و تامپسن، از روي آن ساخته شد.
مطلب کامل

گفتگوي فرشيد عطايي با «اندرو شن گرير» و داستانی از این نویسنده
Andrew Sean Greer: اطلاعات من در مورد ادبيات معاصر ايران بسيار اندك است ولی سينماي ايران در اينجا بهتر معرفي شده، و من يكي از طرفداران پر و پا قرص عباس كيارستمي هستم ...
مطلب کامل

داستانی از مايكل شي بان با ترجمه فرشید عطایی
«مايكل شي بان» Michael Chabon (متولد 1963) يكي از مطرح ترين نويسندگان حال حاضر ادبيات داستاني آمريكا است. اين نويسنده كه علاوه بر داستان كوتاه و رمان، فيلمنامه نيز مي نويسد در سال 2001 به خاطر نوشتن كتاب «ماجرا هاي كاواليه و كلي» برندة جايزة معتبر پوليتزر شد. تا كنون هيچ داستاني از اين نويسنده در ايران منتشر نشده بود. داستان كوتاه پيش رو در مجلة نيويوركر به چاپ رسيده است.
مطلب کامل

داستان "دربارة مردي كه بعد از ديدن زن به پرواز در آمد" نوشته ی دِيــو اِگِـرز- مترجم: فرشيد عطايي
ديو اِگِـرز ( Dave Eggers ) يكي از مطرح ترين نويسندگان حال حاضر ادبيات آمريكا است. رمان او «داستان غم انگيز يك نابغة اعجاب انگيز» با استقبال فراوان خوانندگان و منتقدان روبرو شد. اِگِرز صاحب يك رمان دیگر نيز ...
مطلب کامل

 
 
نقل مطالب تنها با لینک مستقیم و ذكر نام و آدرس مجله ادبي قابيل، آزاد است