صفحه‌ی اول | تماس | RSS

نظر خوانندگان
هادی نودهی 3/29/2007 2:25:54 AM
ای ميل: romance_hadi@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
سلام اقای خدایی شما را از این داستانتان خیلی بیشتر دوست دارم.همیشه از گزیده کار کردنتان خوشم میاید .و صد البته شبیه نبودنتان به کسانی که چیزی مینویسند.عید را تبریک میگویم.
 
مسعود لك 2/26/2006 8:02:55 AM
ای ميل: asghar _makatebi@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
سلام علي اقا خودت ميداني چقدر نوكرتم .
خيلي كار باهاتان دارم براي تابستان . ما هنوز زنده ايم وسنگر را هم حفظ ميكنيم
 
ع.ر.نعمتی 10/26/2005 6:29:51 AM
ای ميل: soshiant5@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
دیگر دوچرخه ندارم آقای خدایی. کتابهام را هم چپانده ام توی کمد زیر کتابخانه ام. تازه نصفیش هم خانه مان است. فکر می کنم همان کاری را می کنم که تو خواب می کردم. دوستت دارم. سرت شلوغ شده می دانم. الان هم خانه مان هستم. پس فردا بر می گردم به همان لجن مالیده.
 
آيت دولتشاه 10/1/2005 6:40:01 AM
ای ميل: yt_dltshh@yahoo.com...........................
نشانی اينترنتی: .......
اين اولين داستان بود كه از علي خدايي خواندم.راستش انتظار اين طور داستاني را نداشتم.تفكري كه پشت اين داستان است به قدري گيرا و عجيب است كه حرف زدن را مشكل مي سازد.اين داستان جز داستان هاي سهل و ممتنع قرار مي گيرد اما دچار كليشه هاي خاص اين داستان ها نشده. در كل اگر از لحظات آزار دهنده اثر بگذريم داستان نمره قبولي مي گيرد. بيست.
 
یک دوست که خدایی رو خداییش خیلی دوست داره! 6/1/2005 3:23:06 AM
ای ميل: ...
نشانی اينترنتی: ....
آقای خدایی! تازه دارد داستان آغاز می شود . چرا رهایش کرده اید؟داستان تازه از آغاز چت و ردوبدل کردن ای-میل ها آغاز می شود . لطفا ادامه اش بدهید . اینجا که دیگر جشنواره ی اصفهان نیست که خودتان را سانسور کنید . راحت باشید آقا . هم سیگار کشیدن آزاد است هم دست دادن! لطفا این داستان را ابتر رها نکنید.
 
آرزو خمسه کجوری 5/29/2005 11:47:21 AM
ای ميل: a_khamseh52
نشانی اينترنتی:
داستان بیشتر به خاطره نزدیک است .من قصه ای توی این داستان پیدا نکردم . راستش منتظر ماندم ببینم چه می شود شاید اگر روی تنهایی این آدم ها و این که کامپیوتر یاد گرفتن یا پنجره ای برای خود داشتن زوم می شد و این که این پنجره چقدر کمک می کند تا بچه هایشان را کشف کنند یا رابطه عاطفی برقرار کنند باآنها می توانستیم دنبال یک حس تازه در اثر بگردیم اما حالا ......بعد هم انگیزه روایت گم شده است که این امر بیشتر اثر را به خاطره نزدیک کرده است.
 
دكتر عارف پژمان 5/28/2005 11:30:37 PM
ای ميل: arefpejman@yahoo.ca
نشانی اينترنتی:
جناب آقاي عليخاني. سلام مرا بپذيريد.مجله ادبي قابيل كه اكنون نشريه ايست
يك سروگردن بلند ازديگران,در واقع نور چشم ماست.جسارت كردم ودو قطعه شعر به آدرس قابيل فرستادم ويك عكس,تاچه درنظر آيد.دست تواناي تان را ميفشارم.

 
خالد رسول پور 5/28/2005 8:29:19 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: khaledrasulpur.persianblog.com
آقای خدایی یکی دو داستان خوب از شما در زنده رود خوانده ام اما این داستان را نپسندیدم. با نظر امیر حسین یزدان بد موافقم. موفق باشید
 
امیر حسین یزدان‌بد 5/27/2005 8:19:53 AM
ای ميل: tilehbaz@gmail.com
نشانی اينترنتی: http://tileh.com
کاش بخشی داشتید به نام :"دفترچه خاطرات خستگی‌های یک نویسنده". آنوقت شاید مجبور نمی‌شدید این نوشته را در صفحه‌ی داستان بگذارید. ترجیح می‌دهم خدایی را با "از ميان شيشه، از ميان مه" بشناسم!
 
مجید شفیعی 5/26/2005 4:07:17 PM
ای ميل: zshmajid@yahoo.com
نشانی اينترنتی: http://bahaarkhaab.blogspot.com/
اولین داستانی که از خدایی خواندم بسیار شگفت زده ام کرد وفهمیدم که داستان نویسی چه عرصه نامکشوفی است با بسیار ظرفیتهایی که پنهان مانده است ان داستان شگفت زده ام کرد از انرو که به هیچکدام از کارهای دیگر که تا نیمه رهایشان کرد ه بودم شبیه نبود قدرت وقوت عجیبی داشت ان داستان درمرحوم مجله گردون به چاپ رسیده بود خدایش بیامرزد و قرین رحمتش کند
 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
نقل مطالب تنها با لینک مستقیم و ذكر نام و آدرس مجله ادبي قابيل، آزاد است