داستان كوتاه به زعم بسياري از صاحب نظران حوزه ادبيات داستاني، طي سال هاي اخير به نسبت ديگر هنرهاي نوشتاري از رشد بهتر و بيشتري برخوردار بوده اما با مراجعه به آمار كتاب هاي منتشر شده سهم ناچيزي را به خود اختصاص داده است. اين در حالي است كه از لحاظ آكادميك، نگارش داستان كوتاه هم به تبحر ويژه و هم به ممارست و فراگيري آموزش هاي فراوان نياز دارد. حال اين كه چرا در مرحله گزينش براي انتشار در سايه رمان قرار مي گيرد و آيا رمان هايي كه امروزه بازار نشر را به خود اختصاص داده اند آنقدر " بزرگ" هستند كه مجموعه داستان ها در سايه آن ها گم شود. سوال هايي هستند كه با ده ها سوال ديگر نگفته هاي بسياري را مطرح مي كنند.
روز اول كه براي تهيه اين گزارش، اسامي را يادداشت مي كردم در كنار برخي از آن ها مي نوشتم: صاحب مجموعه داستاني كه سه سال در پي ناشر است و يا نويسنده اي كه مجموعه داستانش در گيرودار بررسي از سوي ناشران گم شد و ... برخي از اين دوستان با اين كه مي توانستند طرف مصاحبه من باشند در لفاف محافظه كاري خزيدند و همصدا با ناشران،سهم بيشتر رمان در صنعت نشر را "خواست و پسند مخاطب" عنوان كردند.
مرور آمار و ارقام مربوط به چاپ كتاب هاي ادبي نشان مي دهد كه با وجود ديكته شدن شرايط اجتماعي جامعه امروز هنوز هم كتاب، مفري براي گريز از روزمرگي هايي است كه تحفه زندگي ماشيني امروزند. آنچه غيرقابل انكار است، فراهم نبودن يك فرصت فراخ براي مطالعه در اين شرايط زماني است. با اين اوصاف در وهله اول به نظر مي آيد خواندن رمان در حوصله تنگ " زمان حاضر" نگنجد و بيشترين تمايل به سمت خواندن داستان هاي كوتاه و مواردي از اين دست باشد. اما نگاهي به كتاب هاي چاپ شده و همچنين نظر ناشران بيانگر موضوع ديگري است و آن اختصاص يافتن بيشترين درصد نشر به كتاب هاي رمان است. حال طرح اين پرسش و يافتن حداقل پاسخي به آن، قطعا خالي از نكته و يا نكات نخواهد بود. راستي چرا ناشران نسبت به چاپ رمان – حتي از چهره هاي ناشناس – اقبال بيشتري نشان مي دهند تا داستان كوتاه؟

مهدي يزداني خرم
، منتقد ادبي و نويسنده رمان "به گزارش اداره هواشناسي فردا اين خورشيد لعنتي" در پاسخ به اين پرسش گفت: اگر بازار نشر رمان داغ است، بايد ديد چه تيپ رمان هايي مورد توجه ناشر قرار مي گيرد. آيا ناشران ما رمان هاي روشنفكرانه و نخبه گرا چاپ مي كنند؟
وي اضافه كرد: به عقيده من رمان هايي مجال انتشار مي يابند كه بازار دارند، يعني هم قشر روشنفكر به هر دليل به آن ها توجه مي كند و هم مخاطب عادي خود را دارند. در هر حال هستند كساني كه رمان هاي درخشاني هم دارند و يا دست كم تجربيات قابلي در اين زمينه كسب كرده اند، اما ناشري براي چاپ اثر خود پيدا نمي كنند.
اما محسن فرجي، نويسنده مجموعه داستان " يازده دعاي بي استجابت" در اين باره چنين گفت: از آنجا كه بدنه اصلي خوانندگان ادبيات امروز را كساني تشكيل مي دهند كه از مطالعه كتاب هاي عامه پسند به سمت آثار جدي آمده اند، به همين خاطر علاقه بيشتري به خواندن رمان وجود دارد. اين در حالي است كه همين مخاطب وقتي به سمت آثار جدي تر مي رود، با همان سابقه ذهني همچنان به رمان گرايش دارد.

حسن كيائيان، مدير نشر چشمه، علت اصلي تمايل ناشران را در چاپ رمان، اهداي جوايز به اين ژانر ادبي دانست و گفت: موج تازه چاپ كتاب هاي رمان بيشتر از زماني آغاز شد كه "پكا" اولين جايزه خود را به يك رمان اهدا كرد. به دنبال آن انواع جايزه ادبي نيز در مطرح شدن اين قالب اثري موثر واقع شد.
به اعتقاد محمدحسن شهسواري، منتقد و نويسنده رمان "پاگرد"، عمده دليل ناشران براي چاپ اثر به خواست مخاطب منتهي مي شود. براساس تحقيقي كه سال 79 بين دانشجويان انجام دادم، 69 درصد جامعه آماري اين پژوهش كه قشر فرهيخته بودند و به ظاهر بايد با كتاب آشنايي بيشتري داشته باشند، رمان را به مجموعه داستان ترجيح دادند.

محمد كريمي، مدير انتشارات نيلوفر نيز تاكيد كرد: در حال حاضر هم مجموعه داستان كوتاه چاپ مي شود و خواننده دارد و هم رمان. البته رمان به دليل اين كه مردم تمايل بيشتري به خواندن آن دارند، طبيعتا بيشتر چاپ مي شود.
به نظر او در اين زمينه صرفا عرضه و تقاضاست كه نقش تعيين كننده را ايفا مي كند.
با در نظر گرفتن يارانه هايي كه به وسيله وزارت ارشاد به ناشران تعلق مي گيرد – چه از طريق وام، سهميه كاغذ و زينك و حتي خريد بخشي از كتاب هاي منتشره – قيمت كتاب در مقايسه با ساير اقلام فرهنگي و حتي غير فرهنگي بسيار ناچيز است چرا كه قيمت نمي تواند عامل مهمي براي خريد كتاب باشد. از سوي ديگر سليقه مخاطب، مهمترين عامل براي نشر رمان از سوي ناشر عنوان مي شود. اين در حالي است كه تورق بسياري از آثار منتشره كه با عنوان رمان به بازار نشر عرضه مي شوند، بيانگر آن است كه بيشتر اين كتاب ها داستان بلند هستند و برخي ديگر داستان هاي كوتاهي كه در كنار هم مونتاژ شده اند و به نام رمان به دست مخاطب مي رسند و تنها وجه تشابه آن ها با رمان حجم زياد آن هاست، وگرنه ذهنيت رمان بر آن ها حاكم نيست.
مهدي يزداني خرم
، با اشاره به اين كه 70 درصد اين آثار رمان نيست، گفت: به قول شايگان، رمان نفس بلند مي خواهد. كداميك از آثار چاپ شده نفس بلند دارند؟
اين منتقد جوان افزود: اين ها پر از خرده روايت هايي هستند كه فقط براي تزيين كار كنار هم چيده شده اند و جالب اين كه همين آثار جايزه برترين رمان سال را هم مي گيرند.
يزداني خرم اضافه كرد: يا ما ادبيات را خوب نمي فهميم و از ياد برده ايم يا اين كه اتفاقات ديگري در حالي روي دادن است.
نويسنده مجموعه داستان "كلمه ها و تركيب هاي كهنه" و مجموعه در دست انتشار "ليوان آبي" گفت: به رغم ادعايي كه درباره نشر كتاب مي شود و عمده هدف آن را اشاعه فرهنگ عنوان مي كنند، بخش عمده اي از اين صنعت تحت الشعاع امور اقتصادي قرار دارد.
شهسواري افزود: وقتي در نشر كتاب، مخاطب، متقاضي رمان است و اين گونه ادبي را مي پسندد، بايد حق را به ناشر داد تا رمان را براي چاپ برگزيند، زيرا نشر يك صنعت است و بسياري از وجوه آن به تجارت نزديك، اين در حالي است كه مهمترين قانون اقتصادي حاكم بر تجارت، عرضه و تقاضاست.
اما سيدمحسن بنيفاطمه كه مجموعهداستانی را از خود و يك مجموعهداستان ترجمه را در دست انتشار دارد، نظر ديگري دارد. وي يكي از دلايل استقبال كمتر از داستان را اجرا نشدن پروسهی عرضهی داستانکوتاه در نشریات و سپس انتشار گزیدهداستانها میداند: داستان كوتاه مولود تقاضاي نشريات و روزنامه ها بوده است به این صورت که ابتدا داستانهای کوتاه در مجلات به چاپ میرسیدند و بعد با محکزدن میزان پذیرش و استقبال از آنها پس از مدتي مجموعهاي گزيده از داستانها از سوي خود نويسنده يا ناشر و يا حتي نشريه جمع شده و به صورت كتاب انتشار میيافته است.وي اضافه كرد: متاسفانه اين فرايند در سير نشر ما اجرا نمي شود كه آن هم به عدم تمايل نشريات عمومي به چاپ داستان كوتاه به صورت مستمر برمي گردد.
بنيفاطمه ادامهداد: در اين ميان ذائقه مخاطب نقش مهمتري در ايجاد رونق بازار نشر داستان كوتاه دارد. داستانكوتاهنويسان ما به جاي تكيه بر نفس داستان كه همان روايت توام با كشش و تعليق بوده، دست به خلاقيتهاي بيهوا و زبانآوري بيمعني مي زنند كه باعث ميشود داستان كوتاه به سمت ورطهای که قبلتر شعر در آن لغزیده میل کند.

عليرضا رئيس دانايي، مدير نشر نگاه نيز تمايل ناشران به چاپ رمان را فروش بيشتر آن ها ذكر كرد و گفت: معمولا رمان خريدار دارد. ديگر كسي داستان كوتاه نمي خرد. مثلا خود شما رمان مي خريد يا داستان كوتاه؟
وي اضافه كرد: در كار نشر مخاطب تعيين كننده است. ( رئيس دانايي در پاسخ به اين پرسش كه عوامل ديگر از نظر شما كدامند، فقط به يك كلمه بسنده كرد و آن "نمي دانم" بود.)
اما محمدعلي جعفريه، مدير نشر ثالث، اين موضوع را رد كرد و گفت: صرفا اين طور نيست كه ناشر فقط رمان چاپ كند. مجموعه داستان هم چاپ مي شود ولي در مجموع با در نظر گرفتن بحث عرضه و تقاضا، خواننده ها بيشتر رمان و داستان بلند را مي پسندند و طبيعتا ناشر هم به آن سمت مي رود. اين ديگر دست ناشر نيست. خواننده است كه تعيين مي كند چه تيپ آثاري روانه بازار شود.
مهدي يزداني خرم، درباره كارهايي كه روانه بازار نشر مي شوند و از قضا بازار هم دارند، يادآور شد: پس از خرداد 76 چند رمان نويس مطرح شدند كه تا حدودي توانستند هم تيپ روشنفكر را اقناع كنند و هم مخاطب هاي خودشان را ( اعم از دانشجو، دانش آموز و طبقه متوسط جامعه ) داشته باشند.
وي به عنوان يك منتقد گفت: خانم پيرزاد را چه در " عادت مي كنيم" و چه در "چراغ ها را من خاموش مي كنم" رمان نويس نمي دانم.
يزداني خرم
افزود: به نظر من ذهنيت رمان در كارهاي پيرزاد، وفي و ارسطويي، جاري نيست. آثار اين نويسنده ها شايد از منظر بيروني و حجم كتاب به رمان شباهت داشته باشند اما در باطن خير. اين ها فقط و فقط داستان هاي كوتاهي هستند كه به هم وصل شده اند. اما سيامك گلشيري و كاتب را هم داريم كه رمان نويس هستند، البته هر كدام در فرم خودشان.
در اين ميان، مهدي مرعشي، داستان نويسي كه داستان هايش را از طريق وبلاگ شخصي اش و اينترنت منتشر كرده، بحث ديگري را مطرح مي كند كه شايان توجه است.
مرعشي اين موضوع را به صورت شخصي مطرح كرد اما در نگاه كلي، دغدغه و مشكل بخش عمده اي از نويسندگان جوان بويژه نويسندگان شهرستاني است.
او گفت: قبل از آنکه جواب شما را بدهم فکر میکنم باید برگردم به اوایل سال هشتادوسه و یک داستان کوتاه برایتان بگویم. اشکالی که ندارد؟ پس برمیگردم به زمانی که من نسخه دست نویس مجموعه داستانم را که حالا نام "نفس تنگ" را بر آن گذاشته ام بر می دارم ومی روم سراغ ابوتراب خسروی که بگوید این کار را منتشر كنم یا نه؟ ابوتراب هم مثل همیشه این بار هم لطف میکند ، کار را می خواند و بعد از چند ایراد می گوید خوب است و بده برای چاپ اما ناشر چی؟ کسی را میشناسی؟
نويسنده وبلاگ از جنوب غربي افزود: خب طبیعی است که من چند سال از از مرکز دورافتاده ام و کسی را نمیشناسم. باز هم خودش لطف میکند وکتاب را به دست ناشرخودش میدهد.( نامش را هم بگویم؟ ) ناشر کتاب را می دهد به مشاور که نامش پویا رفویی باشد. پویا را از زمان دانشجویی اش در اهواز می شناسم. بعد از تماس می گوید خوب است اما بگذار بدهیم به ناشر دیگری که پخش بهتری دارد .(اسم این یکی را چی بگویم؟). خوب حکایت کور است و دو چشم بینا. بده پویا جان. دستت درد نکند. بعد از آن کار من می شود دو سه تماس در ماه که چه شد و این آقای مشاور هم میگوید که مثلا کتاب را پذیرفته اند و حالا در این مرحله است و... زمان می گذرد و( خسته تان که نکردهام؟) می شود اردیبهشت امسال. من برای دیدن خانواده و فک و فامیل راهی تهران می شوم. حالا مشاور ما کجاست که قرار بود دو نفری برویم پیش ناشر؟ کاسه صبر لبریز می شود و من خودم با ناشر ( دومیست انگار) تماس میگیرم. جواب جالب است. اصلا کتاب را ندیده اند. انگار راست میگویند. الو...پویا !چی شده؟ نه . آنجا نشده . می دهیم به همان ناشر اول. چند هفته بعد. ( لطفا صبر کنید. خسته نشوید) . شماره ملی کتاب را گرفتهام( یا شماره کتابخانه ملی... ببخشید . من این چیزها را نمیدانم. اصلا هنوز نمی دانم چطور میشود برای یک کتاب شماره گرفت. آخر هنوز یک کتاب هم درنیاوردهام.) . میشه بگی شماره اش چنده؟ صبر کن. نمیدونم کجاست. برات میل می کنم. چند هفته بعد... خبری نمیشود از شماره . باز هم تماس می گیرم . این بار میگوید کتاب در ارشاد است و منتظر مجوز. ... شرایط را هم که میبینی. چند هفته بعد ، تماس با خود ناشر... اصلا این "نفس تنگ" چی هست؟ ببخشین؟...مگه پویا رفویی کتاب رو به شما نداده؟ نه که نداده. با خودش تماس بگیرین. حتما . اگه شما نمیگفتین هم این کارو میکردم. اما چه کنم بعد از قریب بیست و چند بار تماس هیچ خبری ازش نیست.( میتوانم پرینت مخابرات را هم برایتان بگیرم). پدرش هم پیغام مرا براش نوشته و اینطور که میگوید گذاشته بالای سرش. رو پیامگیرشان هم پیغام گذاشتهام. لابد ناشر هم جریان را بهش گفته. پس کوش؟ خودش گوشی را برمی دارد. پویاجان منم بابا. من. - ببخشین . من پسرعموی پویا هستم. ... – چقدر صداتون شبیه همه. – جالبه. همه همینو می گن. باز هم بگویم برایتان؟
درددل هاي مرعشي را به خواست اين نويسنده جوان و برخلاف ريتم اين گزارش كه گذري و نظري بود، كامل آورديم. نويسنده مجموعه آماده انتشار نفس تنگ همچنين گفت: "نفستنگ" قطعا نسخه دست نویس سفرنامهی شاه شهید نیست که کسی بخواهد آن را بدزدد. چندتایی از قصههاش هم در این سالها در مجلهها و سایتها درآمده اما اسم این کار را چه میگذارید؟ شما اگر پشت گوشتان را دیدید من هم اثری از آن مشاور و آن نسخه از مجموعه داستانم دیدهام. شما اول این مشکل را بررسی کنید و اجازه بدهید کار به دست ناشر برسد بعد بپردازیم به اینکه چرا رمان بله و مجموعه داستان نه.
به هر حال "دلالي ادبي" يا " واسطه گري" چنان كه مرعشي تاكيد مي كند، گريبانگير بسياري بوده و هست و شايد هم حق با او بود كه پاسخ ما را نداد اما بحث قابل تامل ديگري را مطرح كرد كه بي ربط به موضوع ما نيست.
آنچه انكار نشدني است، اين است كه رمان نه تنها در كشور ما كه در سطح دنيا نيز طرفداران بيشتري دارد. به عقيده بسياري از سبك شناسان و منتقدان، رمان مهمترين ژانر روايي ادبيات داستاني است و داستان كوتاه همواره در كنار رمان بوده است، اما اين بدان معني نيست كه آنچه با عنوان رمان به بازار نشر ما عرضه مي شود، ويژگي هاي رمان را دارا باشند. هرچند ناشران براي چاپ يك اثر از جمله رمان، شرايطي خاص مانند ساختار و قالب اثر و همچنين گيرايي پيام آن را ملاك قرار مي دهند، اما به راستي تمام آنچه تحت عنوان رمان منتشر مي شوند، حائز اين ويژگي ها هستند؟
متاسفانه نبود نظارت صحيح بر سيستم نشر و همچنين نبود ضوابط و قواعد مشخص و معين كه راهكارهاي درست را به ناشر و مولف ارائه كند، باعث به وجود آمدن فضايي غير ادبي شده است كه بر آن روابط غير ادبي نيز حاكم است. ناشران با اين بهانه كه اثر مولف جزء برنامه كاري آن ها نيست، به راحتي از آن ها مي خواهند تا هزينه چاپ كتاب را خودشان تقبل كنند. سوال ما اين است: كتابي كه در حيطه اصول و قواعد فلان انتشارات نمي گنجد، چگونه با تقبل هزينه چاپ از سوي مولف، به يكباره قابل نشر و جزء برنامه كاري ناشر قرار مي گيرد؟ يك اثر يا خوب است و قابل چاپ يا فاقد المان هاي مهم و شاخص براي نشر.
محسن فرجي كه زندگينامه هاي خاقاني، نظامي گنجوي، دكتر بيرشك و مجموعه داستان "چوب خط" را در دست انتشار دارد، گفت: مجموعه داستان من را ناشري گمنام كار كرد كه متاسفانه نتوانست از پس مافياي پخش برآيد و در نهايت شخصا و به سختي كتاب را به كتابفروشي ها دادم. با اين حال بشدت با پرداخت هزينه چاپ به وسيله مولف مخالفم.
وي افزود: اين اجحافي مسلم است و نبايد به آن تن داد. قرار نيست من نويسنده حالا كه كالايي فرهنگي را ارائه مي كنم و برايش زمان، تخيل و اعصابم را هزينه مي كنم، پولي هم بپردازم.
فرجي اضافه كرد: ما كه نگاه مان به نويسندگي، نگاهي اقتصادي نيست و از اين راه زندگي نمي كنيم – البته نمي شود هم زندگي كرد – پس چرا بايد در قبال خدمتي كه ارائه مي كنيم، عوض اين كه پولي دريافت كنيم، از جيب مان هم مايه بگذاريم.
محسن بني فاطمه نيز با اشاره به اين كه در زمينه داستان كوتاه نسبت به رمان و شعر حرفهاي بيشتري براي گفتن داريم، عنوان كرد: متغيرهاي بازار نشر ما قابل تعريف نيست. آنچه در بين ناشران رایج شده است، عمدتا عنوان كردن تقاضاي بازار نشر به عنوان ملاک است. بايد در اين باره كار كارشناسي انجام شود. چرا كه اين اتفاق سالها پيش براي شعر افتاد و حالا متاسفانه دامنگير داستان كوتاه شده است.
حسن كيائيان اين پرسش كه شرايط خاصي براي گزينش و نشر مجموعه داستان داريد، اين طور پاسخ داد: بديهي است ويژگي هايي را براي انتخاب اثر و ورود آن به چرخه توليد مدنظر داريم از جمله پيام اثر، قالب اثر، ساختار آن و ... ولي در مجموع اعتقاد دارم كارهاي خيلي خوب و دندان گير در نهايت راه خود را بازخواهند كرد و منتشر خواهند شد.
محمدحسن شهسواري درباره چاپ كتاب اولش چنين گفت: كتاب اول من يك مجموعه داستان بود كه ناشر هزينه چاپ آن را قبول نكرد و به ناچار خودم تقبل كردم.
وي افزود: كتاب دومم هم مجموعه داستان بود ولي همچنان، پس از چهار سال ، برايش ناشر پيدا نكرده ام. اثر بعدي ام را كه رمان بود، ناشر با سلام و صلوات چاپ كرد. الان ناشر به من مي گويد اگر رمان داري بياور، ولي خودم رغبتي ندارم.
مهدي يزداني خرم نيز با تاكيد بر اين كه ناشران اصلا در چاپ يك اثر ريسك نمي كنند، گفت: ناشر معروفي را مي شناسم كه شرط مي آورد رمان اگر فرمي نباشد چاپ مي كند. اين شرط ناشر است. حالا هر قدر شما خوب كار كرده باشيد و رمان تان كمي پيچيده باشد، در چاپ آن اصلا ريسك نمي كند و مي گويد بازار ندارد.
خب، طبيعتا با لحاظ كردن اين شرط و شروط هاست كه به سمت چاپ كتاب هايي مي روند كه هيچ شباهتي به رمان ندارند، ولي بازار خوبي دارند. آثاري كه هيچگاه به رمان تبديل نمي شوند، ولي چون در ايران تعريف ها عوض شده و قاموس شان تغيير كرده، رمان محسوب مي شوند، مبارك آقايان و خانم هاي نويسنده شان باشد.