اگر اين گزارش هم مثل گزارشهاي ديگر چاپي بود، با خيلي از مشكلات روبهرو نميشدم. مثلاً وقتي به سراغ محمود دولتآبادي رفتم - كه بعضاً درباره كارها و نوشتههايش در اينترنت و سايتها اخباري را ميخوانيم - ، با اين بهانه كه ”اينترنت را نميشناسد و با آن سروكار ندارد“ از جواب دادن به سؤالهايم شانه خالي نميكرد. يا حتي مژده دقيقي و شيوا ارسطويي با اين شكسته نفسي كه ”اينترنت مال جوانهاست و آنها بيشتر سر در ميآورند و ما چيزي در اين باره نداريم كه بگوييم “ سوالهايم را بيجواب نميگذاشتند.
البته شايد هم زمان تهيه اين گزارش مناسب نبود و اگركمي ديرتر – مثلاً دو سه ماه بعد- به فكر تهيه آن ميافتادم، فرخنده آقايي مدتي از نشر كتابش گذشته بود و فارغ از هر نگراني در اين جمع شركت ميكرد. بد نبود اگر حسن محمودي صاحب وبلاگ آدم و حوا و سيدرضا شكراللهي مدير سايت هفتان و صاحب وبلاگ خوابگرد و همچنين دكتر يونس شكرخواه استاد دانشگاه و سردبير پيشين جامجم آنلاين و نويسنده وبلاگ دات ايميلهايشان را كنترل ميكردند و سوالهايي كه برايشان فرستاده بودم ميخواندند و دستكم با جوابي كوتاه در اين گزارش همراه ما ميشدند.
متون ادبي كه به مدد قلم و كاغذ، حروف سربي يا ماشينتايپ متولد ميشوند، ماهيتي مشترك دارند. به عبارتي، ميتوان گفت آنها به روي كاغذ، صفحه مانيتور و نقطههاي نوراني يكياند. در اين ميان شيوه انتشار اينترنتي آثار ادبي دلايل زيادي دارد كه ميتوان به نشر سريعتر، ارتباط گسترده و زنده و پويا با مخاطب اشاره كرد. ارتباطي كه در شكل هاي معمول چاپ مثل مجله، كتاب و روزنامه هرگز به اين شكل نبوده است. امروز، در دهكده جهاني مجازي همه چيز بسرعت و بسادگي فشار دادن چند دكمه قابل شكلگيري و دسترسي است. در اين فضا رابطهها به طور باورنكردني تكثير ميشوند و زنجيره ارتباطي عظيمي شكل ميگيرد كه عامل پيوند ادبيات داخل با خارج از كشور است. اما اين كه رواج اينترنت و دستيابي به امكاناتي كه تكنولوژي فرا روي ما نهاده است جايگزيني شايسته براي چاپ كتاب و موجب مرگ رمان خواهد شد، تصوري بيپايه و اساس است؛ چرا كه هيچ وسيلهاي وسيله ديگر را از بين نميبرد بلكه به آن اضافه ميشود. با تمام اين اوصاف، آيا ادبياتي كه در اينترنت، اين شاهراه اطلاعات جهاني عرضه ميشود، ژانر تازهاي است كه در راه است و ميتوان آن را گونه جديدي از ادبيات ناميد؟
قاسم كشكولي، نويسنده رمان «ناهيد» با رد ادبيات اينترنتي به عنوان يك گونه مستقل ادبي ميگويد: ادبيات اينترنتي و غيراينترنتي ندارد. آنچه به عنوان ادبيات اينترنتي از آن ياد ميشود، امكاني است كه تكنولوژي پديد آورده است نه خود ادبيات.
مهدي جامي اما، با عنوان اين كه ادبيات اينترنتي، ادبياتي انتشار يافته در اينترنت است تا توليد شده براي اينترنت، خاطرنشان ميكند: البته هستند معدود كساني كه براي اينترنت مينويسند، اما هنوز اين نوع ادبي در حالت جنيني است و صاحب خصلتهاي شاخص و متفاوت از ادبيات معمول نشده است. اينترنت اطلاعات وسيعي را بدون صرف زمان و هزينههاي مرسوم چاپ در اختيار نويسنده قرار مي دهد و بهترين شيوه براي ارائه و معرفي اثر است.
به عقيده ناتاشا اميري، نويسنده مجموعه داستان « هولا هولا» آنچه به وسيله اينترنت عرضه ميشود صرفاً شيوهاي در ارائه مفاهيم ادبي است و نه گونه ادبي. اين در حالي است كه فتحالله بينياز علاوه بر به رسميت شناختن ادبيات اينترنتي، آن را اين گونه تعريف ميكند: اين نوع ادبيات به ادبياتي اطلاق ميشود كه از لحاظ وسعت، فراخنايي بيشتر نسبت به ادبيات چاپي دارد. به اين معني كه اطلاعات ارائه شده در اين فضاي مجازي كاملتر، جامعتر و قابل دسترستر است.
در اين باره اما يوسف عليخاني، نويسنده مجموعه داستان « قدم بخير مادر بزرگ من بود » درباره چيستي ادبيات اينترنتي اين طور توضيح ميدهد: خيليها تاكيد ميكنند گونه جديدي آمده كه ادبيات اينترنتي نام دارد، اما صرفاً با انتشار چند داستان و رمان در فضاي اينترنت نميتوان از آن با عنوان ادبيات اينترنتي و گونه ادبي ياد كرد.
يكي از دلايل اصلي رواج ادبيات اينترنتي در ايران، وجود سانسور در انتشار كتاب و مجله است. عمدهترين علت ارائه آثار ادبي در اين فضا، اعم از كلاسيك و مدرن، مجاز يا ممنوع به دليل ماهيت دمكراتيك فضاي اينترنت است. در اين فضا ديگر اثري از قواعد و مراحل دست و پاگير نشر نيست.
به عقيده صاحب «رمان نامه» اثري كه به دليل نگرفتن مجوز وزارت ارشاد در فضاي اينترنتي منتشر شد، استفاده از اينترنت با امكاناتي كه آن در اختيار نويسنده قرار ميدهد، براي نويسنده ايراني الزاميتر از ديگر نويسندگان جهان است.
در اين بين داود غفارزادگان، نويسنده مجموعه داستان «دختران دلريز» ادبيات اينترنتي را در چارچوب زبان خاصي تعريف ميكند كه ويژه اينترنت است. وي توضيح ميدهد: ادبيات اينترنتي داراي زبان خاصي است، زباني كه ما در داستاننويسيمان نداشتهايم. حتي در محاوره نيز چنين نبوده اين زبان بر زبانفارسي كه راحت صحبت نميكند و بسيار محافظهكارانه و ديپلماتيك است، قطعاً تاثيري مثبت خواهد گذاشت.
ادبيات منتشر شده در فضاي اينترنت همانند ادبيات شفاهي است با اين تفاوت كه به ابزاري مدرن و جديد مجهز است. اين دو هدف واحدي را دارند و حقايق نهفته در لابهلاي شعر، قصه، نقد و ... را ارائه ميكنند، منتها با اين تفاوت كه فاصله نويسنده و خواننده از بين ميرود. خواننده اثر را ميخواند و همان آن نظرش را زير آن مينويسد. اين امكاني است كه در انواع ديگر نشر ممكن نيست. در اين بين، گسترش سايتهاي ادبي به دليل ظرفيت بيانتهاي فضاي مجازي اينترنت، و ارائه موضوعات گوناگون - بدون در نظر گرفتن تعدد مطالب كه اغلب مجلههاي كاغذي گرفتارش هستند – از جمله راهكارهايي است كه ميتواند خواسته سليقههاي مختلف را برآورده كند.
شهرام رحيميان نويسنده رمان «دكترنون زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد» كه مدتي با اسمي مستعار و بلاگي به نام« جهان از پشت عينك ادبيات» را مينوشت و پس از وقفهاي دوساله با سايت شخصي به اين محيط بازگشته است، درباره تاثير سايتهاي ادبي بر گسترش ادبيات، عقيده دارد: صاحبان سايتها و مجلات ادبي اينترنتي اگر قدرت تفكيك خوب از بد را داشته باشند و در پي به دست آوردن دل دوست و كوبيدن دشمن نباشند و مطالب چاپياش از بضاعت ادبي و ذوق هنري برخوردار باشد، اين سايتها نه فقط مكمل مجلات چاپي، بلكه جانشين مشروعي براي آن خواهند بود.
اما نويسنده وبلاگ سيبستان با اشاره به مسائل كپي رايت در جهان، عنوان ميكند: اينترنت فقط يك ابزار ارتباطات است، موجد خلاقيت نيست. اينترنت در ميان ايرانيان رسانه نخبگان نيست و در جهان هم به دليل مسائل مربوط به كپي رايت، آثار اندكي را عرضه ميكند و پس تاثير چنداني بر گسترش ادبيات نخواهد داشت.
محمدمحمدعلي، نويسنده با ذكر اين موضوع كه داستانهاي چاپ شده در اينترنت بر كيفيت آثار اهل قلم مهاجر تاثير چنداني نميگذارد، ميگويد: كار كردن روي نشر و متكي بودن به داستانهاي ارائه شده در اينترنت، كار دشواري است؛ به اين دليل كه اين آثار آينه تمام نماي ادبيات جدي ما نيست. بنابراين با آثاري كه در اينترنت ارائه ميشود نميتوان در جريان آخرين تحولات زباني داستاني قرار گرفت. لذا براي رمان نويسي كه ثابت كرده رمان نويس خلاقي است، چيزي مهمتر از نگاه تيزبين و دقيق نيست.
هر چند شهرت طلبي در رواج سايتهاي ادبي دخيل است، اما چون اين ماجراجويي نفع همگاني دارد، بايد از پديدآورنده اين سايت ها به نيكي ياد كرد. به طور كلي نياز، حضور نشريه ادبي در اينترنت را توجيه مي كند. وقتي جاي ادبيات معاصر در برنامه هاي راديويي، تلويزيوني و دروس دبيرستان خالي است و به بهانه هاي مختلف مانع چاپ كتاب و مجلات مي شوند، اهميت ادبيات ارائه شده در سايت ها روشن مي شود. هرچند كتابخوان حرفه اي، اينترنت را اقيانوسي وسيع با عمق كم ارزيابي مي كند. اما به طور حتم استمرار و گذر زمان اين مشكل را حل خواهد كرد. آينده نشريههاي ادبي به نفع اينترنت رقم خورده است. اينترنت پلي است ميان ادبيات داخل با ادبيات خارج.
رحيميان، نويسنده مجموعه داستان «مردي در حاشيه» اينترنت را يكي از عوامل اصلي پيوند ميان ادبيات داخل با ادبيات خارج عنوان ميكند و ميافزايد: در واقع فضاي مجازي اينترنت بعد متناقضي است كه با وجود بيكراني، فاصلهها را كوتاه كرده و موجد ارتباط ميان نويسندگان ايراني با نويسندگان خارج از كشور است.
مجيد زهري نيز با اشاره به اينكه نشريات اينترنتي برخلاف چاپي مرز نمي شناسند، تاكيد مي كند: در نشريه اينترنتي هر كس كه به زبان مشخص آن نشريه بنويسد، با خوش آمد دست اندركاران آن رو به رو خواهد شد. اين طبيعت بي مرزي اينترنت است. بنابراين پراهميت ترين خاصيت اينترنت، ايجاد پل ارتباطي ميان نويسندگان درون و برون كشور است و ايجاد فضايي به وسعت فرهنگ، نه جغرافيا.
مهدي جامي اما عقيده دارد: اينترنت افسانههاي مربوط به ادبيات خارج از كشور را براي جوانترهاي داخل كشور از بين ميبرد. اما آنچه در اين صحنه ادبي ميگذرد بيشتر آثار درجه دو و سه است تا درجه يك، پس هنوز بايد منتظر پديد آمدن يك سايت با اوتوريته در اين زمينه بود، تا آن وقت اينترنت فقط عرضه ميكند، تاثير و نقدي در بين نيست.
شاهراه اطلاعات جهاني همه ديوارها را فروريخته و فاصلهها را از ميان برداشته است. ديگر مرز جغرافيايي و سياسي معني ندارد، آنچه هست خالق اثر ميماند و خواننده او تيراژ آثار ادبي در اين فضاي مجازي با مراجعه كار براي افزايش مييابد.
نويسنده ايراني كه ايده آليست است و براي تعالي ادبيات قلم ميزند نه با هدف امرامعاش، وقتي اثرش در شكل نور و در شاهراه اطلاعات جهاني جان گرفت ادبيات ما را با فضاي خارج از خانه آشنا ميكند و اين آشنايي نويد پيوند نسلهايي است كه در ظاهر از هم جدا افتادهاند.
يوسف عليخاني درباره ميزان تأثيرگذاري اينترنت بر باز شدن درهاي ادبيات جهان به روي ادبيات ما ميگويد: حداقل تاثيري كه دارد اين است كه ما را با ايرانيهاي خارج از كشور مرتبط ميكند و در نزديك كردن نويسندههاي فارسي زبان به هم مؤثر بوده است.
اما فتحالله بينياز با اشاره با اينكه اين تاثير بطئي و آهسته است و پيش از هر چيز نويسندگان ما بايد دانش خود را در زمينه استفاده از اينترنت افزايش دهند، تاكيد ميكند: در مقايسه با وبلاگ ها و سايتهاي خارجي هم در تنوع و هم در كيفيت در اقليت هستيم. بايد مطالب ادبي جهان را دست كم به روز وارد سايتهايمان كنيم و تا آنجا كه امكان دارد برخي متون را به زبان لاتين بياوريم و به مؤلفههاي اصلي آثار اشاره كنيم و آنها را بشناسانيم.
با اين تعابير آيا ادبيات اينترنتي ميتواند جايگزين ادبيات مرسوم (چاپي) شود؟ آيا در حال حاضر كه صنعت نشر ما دچار بحران است، اينترنت ميتواند راه حل مناسبي براي جبران شمارگان كم و فروش پايين كتابهاي چاپي باشد و خلا موجود در را پركند؟
اين منتقد و نويسنده، با اشاره به آمار فروش روزانه 350هزار جلد كتاب در كشور فرانسه تاكيد ميكند: اين رقم در كشور ما به 1892 نسخه بالغ ميشود كه گوياي اين واقعيت است فرهنگ كتابخواني در جامعه ما جايگاه خود را نيافته است. حال با اين اوصاف چطور ميتوان از ادبيات اينترنتي به عنوان جانشين ادبيات چاپي نام ببريم؟
ناصر غياثي، نويسنده ساكن آلمان البته نظر ديگري دارد: نمیدانم شما به چه چیز میگویید: « ادبیات ِ چاپی ». اما آیا روزی به خاطر وجود اینترت، چاپ ِ کتاب منسوخ بشود؟ گمان نکنم. روی مانیتور که نمیشود رمان خواند.
وي مي افزايد: به باور ِ من «ادبیات ِ اینترنتی » یک « گونه ادبی » یا ژانر نیست. تعریف ِ من از « ادبیات ِ اینترنتی»، ارائهی آثار ادبی در اینترنت است، اَعم از کلاسیک یا مدرن، مجاز یا ممنوع.
قاسم كشكولي نيز در اين زمينه تصريح ميكند: هر چيز جاي خودش را دارد و قرار نيست آن يكي جاي ديگري را بگيرد، بويژه كتاب را؛ اما به نظر من بعيد نيست آهسته آهسته نشر اينترنتي جاي بخش اعظمي از نشر ادبيات ما را بگيرد. اما ناتاشا اميري، نويسنده رمان « با من به جهنم بيا» با ذكر اين كه همان طور كه سينما نتوانست ادبيات را از بين ببرد، اينترنت هم نخواهد توانست كتاب را از ميان بردارد، يادآوري ميكند؛ اينترنت فقط ادبيات ما را مقداري ماشيني كرده، كه اين هم لاجرم پيش آمده است و گريزي هم نيست.
سرعت، آزادي ودسترسي آسان ويژگيهايي است كه ادبيات اينترنتي را از ادبيات چاپي و مطبوعاتي متمايز ميكند. اما اين ويژگيها در ماهيت متني كه در اينترنت عرضه و يا به صورت كتاب منتشر ميشود تاثيري نميگذارد.
بر همين اساس، يوسف عليخاني نيز تاكيد ميكند: بايد به دنبال گسترش امكانات باشيم. اينترنت امكاني است براي عرضه آثار و قرار نيست جايگزين چاپ كتاب شود.
مهدي سحابي با تاكيد بر اين موضوع كه همه كساني كه با رواج هر وسيله تازه رمان را در خطر مرگ ميديدند، يك اصل ساده را نفهميده بودند و آن، اين كه هيچ وسيلهاي وسيله ديگر را نميكشد و بلكه به آن اضافه ميشود، ميگويد: اول بار كه خواندم يك كسي از مرگ رمان خبر ميداد، حال عجيبي شدم، مثل اين كه بشنوي قرار است بزودي در دنيا ديگر كوه نباشد، درخت نباشد و ... نباشد. خيلي بعد كه ديدم رمان هنوز هست، تازه فكر كردم مرگي كه مطرح بود، مرگ كاغذ بوده است.همانطور كه با رواج عكس، خيليها خبر مرگ نقاشي را دادند. البته نگرانيهاي رواج تلويزيون هزار بار شومتر بود. چون مديومي بود كه دربارهاش حق انتخاب نداشتيم؛ اما رمان ماند. الان بعضيها بحث مرگ رمان را پيش ميكشند، اما اين بار ميليون برابر دفعات قبل است. ديگر دنياي « وب» شوخي بردار نيست. اما ميبينيم هنوز هم رمان هست؛ كاغذياش در تيراژ ميليوني و سلولزياش روي تمام پردههاي سينما. رمانهايي كه كاغذياند، بعد فيلم ميشوند، فيلمهايي كه CD ميشوند، رمان هايي كه دانلودمي شوند روي كاغذ. دنيا پر شده از رمانهاي دور رگه و چند رگه .