كتاب« برفونقشهاي رويديوار» گزيده داستانهاياعظمرهنورد زرياب وسپوژميزرياب، بهكوشش سيداسحاقشجاعي وسيدميرزاحسينبلخي، توسط انتشاراتسورهمهرمنتشر وروانه بازاركتابشد.
نه داستان اين كتاب به نوعي زندگي قشرهايگوناگون مردم افغانستان ، ازمردمكوچهوبازارگرفتهتامردانوزنان ستمكشيده و اسير در چنبرهيتنگزندگي را به تصوير ميكشد وبهطور كلي مجموعهاي ازوضعيت وشرايط سياسي،فرهنگي واقتصادي جامعهي افغانستان راترسيمميكند.اين بخشها عبارتند از: توريستها،پيراهنگلدار، هفتبار، برفونقشهاي رويديوار،راديو،سطلهايآب وخريطههاي ارزن،تذكره،چينسياهرنگ و رستمهاوسهرابها .
در مقدمه اين كتاب آمده است: اعظم رهنورد زرياب ازمردمان غزني درسال 1323 هجري شمسي دركابل به دنيا آمد. بعدها وارد دانشگاهكابلشد وپسازآن به بريتانيا رفت و درآنجا به ادامه تحصيل پرداخت. پاره اي از داستانهاي اودراتحاد شوروي،ايران وآلمان فدرال به چاپ رسيده است. ازجمله آثار او: آوازي ازميان قرنها، مرد كوهستان،گنگ خوابديده، اخترمسخره( فيلمنامه) و... را ميتوان نام برد.
همسرايشان سپوژميزرياب نيز دركابلمتولدشد وديپلم تدريس فرانسه را از دانشگاه كابلدريافتكرد ،سپس به فرانسه رفت.بعد ازبازگشت به كشور وازدواج فعاليتهاي خود را ازسرگرفت وازاين دوران استكه داستانهاي سپوژميرئوف با نام سپوژمي زرياببهچاپ ميرسد. از ايشان نيزآثاري منتشرشده استكه عبارتند از: شرنگ شرنگ رنگها، دشت قابيل،دركشورديگر.
درقسمتي ازكتاب ميخوانيم: ” ... لرزهاي برپشتم احساسكردم.يك باربه نظرمآمدكه دورادورم راآدمهايكشته وبيسرگرفتهاست ومن درميان آدمهايكشته وبيسر بهخاطر سريكه دارم شرمگين ايستادهام و... معلمتاريخ باآواز زيروخشنش صدا كرد: سوالينداريد؟ بيخود فريادزدم: اينهمهخونكجارفت؟ اينهمهكشتهكجاشدند؟ خدايمنچرا؟ معلم تاريخ ما بانگ زد: آرام،ساكت،ازموضوع خارج نشويد ! ... “
« برفونقشهاي رويديوار» در144 صفحه،بهشمارگان2200 نسخه،درقطعرقعيوبا قيمت1300 تومان به علاقمندان افغاني، ايراني ودوستدان آثار اين نويسندگان تقديم ميگردد.