صفحه‌ی اول | تماس | RSS



تا وادی خاموشان نباشد این‌جا | مهدی مرعشی

|قابیل| جشن‌نامه‌ی یک سالگی

و قابیل یک‌ساله می‌شود . خبر خوبی‌ست آن هم میان این همه خبر بد ، اما ساده نیست . بخصوص برای من که از نزدیک شاهد تلخی‌ها و شیرینی‌هایش بوده‌ام . روزها و شب‌هایی که به مدد عشق لینک قابیل بالا آمده و این‌جاست که عشق بر نان می‌چربد .

بناست به مناسبت یک‌سالگی قابیل بنویسم اما قابیل تنها نیست . یعنی نمی‌توان در این جهان مجازی هیچ حضوری را به تنهایی بررسی کرد . این است که قابیل هم در کنار سایت‌های دیگر بررسی می‌شود ؛ یعنی سایت‌هایی که خودم مشتری دایمی‌شان هستم و البته سایت‌هایی با موضوع ادبیات و فرهنگ که خوشبختانه شمارشان هم رو به فزونی‌ست و این هم مبارک است . گذرگاه و ماندگار هر دو در یکم هر ماه خورشیدی تازه می‌شوند و اولی جدی‌ترین مباحثش ، داستان است و شعر و گاه به مباحثی در زمینه‌ی اجتماع و فرهنگ می‌پردازد و در برخی شماره‌ها بازنشری دارد از برخی وبلاگ‌ها که کمک می‌کند به معرفی وآن‌ها ودومی داستان و شعر و معرفی کتاب را در کنار نقد جدی گرفته و این آخری‌ها ویژه‌نامه‌ی زیبایش را در باب موسیقی دیدیم .

و باز هم از سایت‌های اختصاصی فرهنگ و ادبیات سایت شهروند است که هر دو هفته یک‌بار به روز می‌شود با داستان و شعر و گفت‌وگوکه متنوع است بخصوص این گفت‌وگو که به مدد دسترسی به بزرگان سفرکرده از جغرافیای دل که نه ، از مرزهای ظاهری ، همیشه زیباست و مفید .و باز هم دوات رضا قاسمی‌ست که با توجه به مانیفست ابتدای آن بر اساس سلیقه‌ی قاسمی این سایت به روز می‌شود و هر وقت خودش خواست این‌کار را می‌کند . داستان‌ها و شعرهای بعضا زیبایی را گرد می‌آورد باز هم به سلیقه‌ی خود و مجال را برای نشر اینترنتی کتاب‌های ممنوع‌الچاپ در ایران فراهم می‌آورد ؛ یکی‌ش همین کتاب عارفی در پاریس که تازه از خواندنش فارغ شده‌ام . دوات لینک‌دونی هم دارد اما باز هم با انتخاب رضاقاسمی و اشاره‌هایی که به وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگر دارد و باز هم مواد خام ادبی‌ست با آن‌چه به نظر صاحب دوات جالب می‌آید .

اما از قدیمی‌ترین سایت‌ها که خود گرداننده‌اش خوش‌تر دارد وبلاگ بنامدش خوابگرد است : نگاه انتقادی سیدرضا شکراللهی به فرهنگ و ادبیات . بحث‌های شکراللهی به روز است و گیرا و هر از گاه داستان یا ترجمه ای بر کتابخانه و ضدسانسور این سایت می‌افزاید و البته این هم تابع زمان خاصی نیست و فریدون سه پسر را داشت را مدیون همین سایت هستم و لینک‌دونی فعالی دارد با ارجاعات نسبتا حساب‌شده و اما پنجره‌ی پشتی‌اش به محمدحسن شهسواری اختصاص دارد که نقدهایش از داستان‌های برگزیده‌ی بهرام صادقی را خوانده ایم و مقالاتی که امروز در باب داستان‌ می‌نویسد و داستانی هم اگر از خود در این پنجره‌ی پشتی بگذارد خواندنی‌تر است .

واما قابیل ... قابیل هم امتداد درست سایت‌های پیش از خود است با یک تفاوت عمده و آن هم مجالی برای همه‌ی اصحاب هنر است تا فارغ از سلیقه‌ی گرداننده‌اش در مدت زمان کوتاهی کار خود را ارایه کنند و شاهد تأثیر آن باشند . و در این‌جا ملاک انتخاب مطلب برخورداری از حدقابل قبولی از کیفیت است . و دیگر می‌ماند انتظار نگارنده برای بالاآمدن لینک مطلبش که هر دوسه‌روز یک بار این اتفاق می‌افتد و تمثال بی مثال نگارنده با شرح حال نویسنده بالا می‌آید که این یکی یعنی شرح حال‌نویسی اجباری‌ست و به پرکردن فرم بازجویی می‌ماند . لینک‌دونی قابیل هم فعال است . با بالاآمدن هر لینک از هر وبلاگ جستجو آغاز می‌شود و بعضی مطالب صاحب لینک می‌شوند و بازدیدکننده‌ها به سراغشان می‌آیند و به قول مجید زهری بسیاری از لینک‌ها از آن حالتی که یک مرغ بی بال و پر دارد درمی‌آیند!وگرنه اگر اشارتی دیگران را به جانبت حواله ندهد چه بسا بشوی همان مرغ بی بال و پر . و بخش دیگر قابیل که افزوده ای بر سایت‌های دیگر است ، عکاسخانه است .( چه جمله‌ای شد ! ) . در عکاسخانه روی برخی عکس‌ها که کلیک کنی می‌روی تا بیشترین مطالبی که می‌شود در گستره‌ی این جهان مجازی در مورد صاحب آن عکس به آن رسید هر چند انتقادی که به این بخش دارم این است که با توجه به حضور بیشتر صاحبان این عکس‌ها در این جهان مجازی لازم است بیننده با مطالب جدیدتری در مورد این نویسندگان روبه‌رو شود .و بخش دیگر که هنوز در مرحله‌ی اول یعنی راه اندازی ( مثل کلنگ زدن بزرگان مر پروژه‌های در حال احداث را!) مانده‌است کارگاه است که قبلا نمونه‌اش را در سایت زنده‌یاد گلشیری دیده ایم و در این‌جا هم می‌تواند علاوه بر جمع‌آوری نظر خوانندگان کار کارگاهی هر خواننده و صاحب نظر بر داستان یا شعر را مطرح کند به شرطی که کربلایی‌لو داستان پیمان اسماعیلی را دوباره ننویسد و به همان نقد که اگر به همان صورت نقد درمی‌آمد جالب هم می‌بود اکتفا کند ! (یعنی می‌شود از این کارگاه شازده‌احتجاب دیگری متولد شود ؟)

و باز هم کارنامه‌ی قابیل ویژه‌نامه‌ی زنده یاد غلامحسین ساعدی را در خود دارد که کا ر درخوری بود و همه می‌دانیم چقدر زحمت برد و مجموع این‌هاست که قابیل را به عنوان یک سایت قابل قبول مطرح می‌کند به حدی که گاه همان لینکدونی کفایت می‌کند تا دیگر به جستجو در سایت‌های خبری نپردازی و گاه لینک‌هاش به دیگر سایت‌های فرهنگی زودتر از سرزدن به آن سایت خبررسانی می‌کند و این‌ها کار کوچکی نیست . جلب این همه مخاطب از همه‌جا و با هر سلیقه کار ساده‌ای نیست آن هم در یک سال تا حدی که صاحب هر اثر بتواند به اثر منتشرشده‌اش در قابیل استناد کند .و دیگر این که قابیل یک روزنامه‌ی فرهنگی ست و این برای نویسنده ای که می خواهد زمان کمتری را برای دیدن بازخورد اثر خود صرف کند کم نیست ( لطفا نگویید ما برای سایه‌مان می‌نویسیم . تا آن جایی که همه می‌دانیم بوف کور در پنجاه نسخه چاپ و بین دوستان و آشنایان هدایت ، به دست خودش پخش شده . پس : همه‌ی ما دوست داریم کسی بخواندمان) .

اما بحث مهم‌تر من به بهانه‌ی این جشن تولد :

چرا نشر اینترنتی ؟ سؤال جالبی‌ست که همه‌ی ما از خودمان می‌پرسیم . چرا مجله‌ی اینترنتی ؟ آیا صرف علاقه به ارتباط بی واسطه با مخاطب کافی‌ست تا یکی دردسر راه‌اندازی سایتی را در اینترنت به جان بخرد؟یا این که قصه چیز دیگری‌ست ؟

می‌دانیم که نشر در ایران از دیرباز تابع قواعدی بوده که قدرت‌ها بر آن تحمیل کرده‌اند و سانسور همان مادر فولادزرهی‌ست که هر لحظه به شکلی نمایان می‌شود .گاه گیر کوچکی به یک سطر یا عبارت ، هستی یک مجله را ساقط می‌کند و گاه چنان قحطی کاغذ می‌شود در دمشق ، یعنی در همین‌جا، که یاران فراموش می‌کنند عشق و نشریه خود داوطلبانه درنمی‌آید! اولی بر سر کارنامه آمده و دومی بر سر نافه که بحمدالله به خیر گذشت و فردا ؟ نمی‌دانم . یعنی هیچ کداممان نمی‌دانیم و باز هم می‌دانیم که استقلال کار سختی‌ست . ( نوشته‌ی حسین نوش‌آذر به مناسبت آزادی مطبوعات در ایران را بخوانید ) و باج ندادن کار سختی‌ست . در عالم نشر کاغذی تهدیدها و تحدیدها تعیین کننده است و کفایت می‌کند تا راه بر بیرون آمدن نشریه‌ای تا ابد بسته شود . یک داستان به هزار و یک دلیل چاپ نمی‌شود . دلیل اول فشارهای بیرونی بر مجله است . هزار دلیل دیگر را هم بنویسم .نتیجه اش این می‌شود که هر اثر چاپ‌شده الزاما دارای بار کیفی نیست و اولین دلیل درآمدنش نداشتن مشکل از نظر اعمال‌کنندگان سانسور است . و نتیجه‌ی دیگر خودسانسوری نویسنده است .نویسنده می‌شود قاتل خودش . خودش با پای خودش تا فین خانه‌ی خود را سینه‌خیز می‌رود تا شاهرگ خود را بزند .تا جنازه‌ی نیم‌جان خود را به چاپ برساند . در این شرایط تا همین‌جا پیش‌آمدن هم ، نوبل استقامت می‌خواهد . (راستی چرا به این همه نوبل ، نوبل اسقامت را اضافه نمی‌کنند؟ ) راستی کجاست آدینه ؟ کجاست گردون ؟ و کجاست کارنامه؟ اما اینترنت فضایی‌ست که در آن بیشتر می‌شود نفس کشید . شاید یکی دو واحد بیشتر . با سانسور در نشر کاغذی نمی‌شود مقابله کرد . وقتی در مجله را بستند ، بستند دیگر . چکار می‌شود کرد؟فقط باید به فکر صحافی شماره‌های گذشته‌ات باشی . همین و بس .

وباز نکته‌ی دیگر زمانی‌ست که برای نویسنده ارزش دارد تا بداند اثر را که خوانده و چه می‌گوید . نشر کاغذی از برقراری ارتباط دوسویه با مخاطب تا حدود زیادی ناتوان است اما به مدد اینترنت می‌توان نظرها را به فاصله‌ی حداکثر چند روز دیدالبته به شرطی که دوستان برخوردهای جهان حقیقی را به کناری بگذارند و این‌جا بدون رودربایستی و بدون اندیشه از فردا که طرف با اثر فردای من چه برخوردی خواهد کرد به نقد بپردازند . بالاتر رفتن ظرفیت نقدپذیری یک ضرورت است هرچند کامنت‌ها در تمام سایت‌ها به این سمت می‌رود ( چقدر خوشبینم!) و با کامنت‌هایی که با فضای وبلاگستان هم‌سو نباشد و به دور از دموکراسی ادبی باشد از جانب اهالی همین دیار برخورد می‌شود آن هم از جنس خونین .

اینترنت اگرچه هنوز مانده تا در کشور ما همه‌گیر شود اما به باور من برای هرکه کار فرهنگی می‌کند ، با هر گرایش و سلیقه ، داشتن یک ای‌میل و یک وبلاگ شخصی ضروری‌ست .هر چه باشد همه‌ی ما به یکی دو واحد بیشتر هوا نیاز داریم و اگر این نیاز نبود این همه دردسر معنا نداشت . اما با تمام آهستگی در گذار از نشر کاغذی به نشر اینترنتی هنوز هم هر کدام از این دو جایگاه خود را دارند و در این شکی نیست اما فراگیرشدن نشر اینترنتی می‌تواند از سلطه‌ی اسباب قدرت بکاهد که مجال دیگری فراروی مخاطبان و پدیدآورندگان آثار ادبی زمانه قرار گرفته تا به جای خود بدل از کاغذ ، پیام‌رسان نویسنده شود و سایت‌های اینترنتی و بخصوص قابیل تا به حال توانسته‌اند در این زمینه مفید فایده باشند و با هر سلیقه ، هر کدام پرکننده‌ی این خلأ شوند ؛ خلأی که با وضعیت نشر کاغذی در ایران و سرازیرشدن بودجه‌ها به سمتی خاص ، دشتی عظیم را در تشنگی گذاشته و این‌جا اما وظیفه ای بر دوش گرداننده یا گردانندگان هر سایت قرار می‌گیرد و آن رعایت اصول دموکراسی ادبی‌ست . البته از کنار فیلترینگ نمی‌شود ساده گذشت هرچند ما دیگر آن‌قدر این فیلترها را دور زده ایم که این قصه ، بیشتر به یک شوخی بی‌مزه می‌ماند اما برای صاحبان سایت‌هایی که در مملکت گل و بلبل زیست می‌کنند همواره لرزش دست و دل باقی‌ست ؛ حتی برای یک لینک ساده و بیافزاییم بر این مصیبت ، خوش‌آمدن یا نیامدن دوستان از این لینک‌دادن ها یا ندادن‌ها را( عجب مصیبت درمصیبتی شد . باز هم نمی‌خواهید نوبل استقامت را جدی بگیرید؟ ) . به هر حال هرچیز هزینه‌ای دارد و تنفس در هوای آزاد هم لازمه‌اش تهیه‌ی یک قوطی با اجزای تمام ری-مارک و چینی‌ست به نام کامپیوتر و اگر هم مشتاق دیدن کلمات بر کاغذ باشی، یک پرینتر مشکل را حل خواهد کرد به همراه تعدادی نرم افزار فیلترشکن یا پیروکسی معتبر . گیرم اینترنت اهواز هم یک‌هفته‌ای قطع باشد . مگر نمی‌شود به یک شهر دیگر وصل شد ؟

یک‌سالگی قابیل است و قرار نیست فقط تعریف و تمجید کنیم اما این هم قرار نیست که زحمات را نادیده بگیریم . کسی بر گرده‌ی صاحبان سایت‌ها و وبلاگ‌ها ننشسته که بنشینند در گوشه‌ی خانه‌های اجاره ای‌شان و فرهنگ تولید کنند یا انعکاس‌دهنده‌ی آثار فرهنگی زمان خود باشند آن هم اگر مثل صاحب این سایت ماه‌ها بی‌کار باشی و زن و بچه هم که باد هوا نمی‌خورند. وظیفه و تعهدی در این میان اگر باشد بر دوش دولت است تا حق ملت را در راهی به کار بیاندازد جدا از اعمال سلیقه‌های فردی و حزبی و جناحی و گروهی و به دور از خط‌کش گذاشتن که انگار یک خواب شیرین است آن‌چه گفتم ( لطفا بیدار نشوید). این‌جاست که هر سایت و هر وبلاگ پرکننده‌ی خلأی می‌شود که گفتم .

زیاد نوشتم و کمی هم پراکنده اما یک‌سالگی قابیل بود و می‌خواهم دعا کنم تا چراغ قابیل ، خوابگرد ، دوات ، گذرگاه ، ماندگار ، شهروند ، کتابلاگ ( راستی چند وقت پیش هم جشن تولد کتابلاگ بود) و بسیاری دیگر که نامشان در ذهنم نیست هماره روشن بماند و بر شمار این همه چراغ افزون آید تا وادی خاموشان نباشد این‌جا و کسی را به بهانه‌ی زبان سرخ ، سبز، به رنگ بهار، بر دار نکنند. می‌شود یعنی ؟

...............................................................................................

|قابیل| جشن‌نامه‌ی یک سالگی

قابيل چطور اداره مي شود؟ | يوسف عليخاني
قابيل؛ شر منتشر | محسن بنی‌فاطمه
از رمان کاغذی تا رمان پیکسلی مهدی سحابی
قابیل به مثابه پایگاه قدرت نمادین | فتح الله بی نیاز
اطلاع‌رساني و انتقال خبر در حوزة ادبيات | مژده دقیقی
جدي گرفته نمي‌شود | محمد هاشم اكبرياني
فقط يک نيم‎‎فاصله تا پيامبری! | سید رضا شکراللهی
قابيل روزگار ما | علیرضا بهنام
یک فنجان آب و جنگلی سوزان! | علیرضا محمودی ایرانمهر
نماینده‌ی یک گروه و تفکر خاص نیست | حسین جاوید
ِراویان قابیل مخفی اند | مجيد شفيعي
صاحب جريده‌اي به دلخواه خود | بهنام ناصح
برند شناسی قابيل | امیر حسین یزدان‌بد
قابیل مدعی بی ادعا | علی قانع
اینترنت فضایی برای نوشتن | علی اصغر حقدار
تا وادی خاموشان نباشد این‌جا | مهدی مرعشی
قابیل از زاویه باختینی | داود پنهانی
قابيل ديگر برادر كش نيست | حسن لطفي
تنوع و گوناگوني مطالب | آذر كياني
| غلامرضا معصومی
دوستان دیگر و قابیل



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
نقل مطالب تنها با لینک مستقیم و ذكر نام و آدرس مجله ادبي قابيل، آزاد است