
برند(Brand) را همگان به نام محصولات تجاری میشناسند.تعریف آنرا در بازرگانی،" شناسهی محصول یا خدمات عرضه شده " آوردهاند.اما امروز این تعریف، مثل بسیاری از ماهیتها و واژگان معمول واژگون شده.برند در واقع یک فاکتور جهانی یا حداقل منطقهای است که دارای اعتبار بوده، مقبولیت مناسبی دارد و قادر است ارتباط قوی بین کالا و خدمات با مخاطب یا مشتری برقرار کند.
برند و برندشناسی اگر چه هنوز به صورت یک مفهوم مستقل مطرح نگردیده ولی زمزمههای استحالهی جوامع بشری از مد و مدرنیتههای نیمهی پایانی قرن گذشته به شناسه و شناسهگراییهای پستمدرن در 50 سال آینده به گوش میرسد.
در یکی از فهرستهای اعلام شده در سال 2005 ، "Wall Street Jurnal" را در میان 100 برند برتر جهان دیدیم.فوتبالیستها و بازیگران سینما، نویسندهها و نوازندهها نیز به مرور به عنوان شناسهی یک تولید به چشم میخورند.گرایش به سمت برند نتیجهی انکار ناپذیر رقابت و تنوع است.طی بررسیهای روانشناسان، انسان معاصر چیزی حدود 1200 تا 2500 برند و نشانه را بدون اندیشیدن تشخیص میدهد و به عنوان بستری برای انتقال مفاهیم به صورتی جدی مطرح گردیده.برند اگر چه معمولن به شکل یک تصویر گرافیکی یا "تایپو گرافی" به چشم میخورد ولی ساختار شکنیهایی که در ماهیت برند آغاز شده باعث شده امروز برندهای صوتی و ملودیک یا شخصیتهای انسانی یا حیوانی را نیز شاهد باشیم.جایگاه برند در ارزشیابی خروجیها و بازخوردهای محتوایی یا استنتاجی روز به روز در حال گسترش است.
در ساحت ادبیات، به عنوان یکی از اثر گذارترین تولیدات شخصیتی و اندیشناک بشر معاصر نیز، برند جایگاه انکار ناپذیری دارد.احترام به برندهای هر شاخه از فعالیتهای بشری، احترام به نهلهها و جریانسازیهای آن شاخه است.پس از شنیدن اخبار اعجاب آور در مورد حجم وبلاگنویسان ایرانی در میان زبانهای وبلاگنویسی جهان شاهد واقعیتی بودیم که وبلاگ و اینترنت، رسم معمول قلم و کاغذ و شمع نویسندگان پیشین را، چه خوش بر هم میزند.چهار میلیون مهاجر در سراسر جهان و میلیونها نفر دیگر در داخل مرزها، وبلاگ و وبسایت را به عنوان تریبون گفتگوهای خود برگزیدند.آرام آرام "جریانسازها" از بقیه فاصله گرفتند و در صدر بازبینی و حجم اطلاعاتی قرار گرفتند.هدف من از این سیاهه نگرش قیاسی بین پربینندهها نیست."نشریهی ادبی قابیل" بی تردید امروز بعد ازدو سال فعالیت، به عنوان یکی از مطرحترین این پیشتازها قابل بررسی است.
نگاهی به آمار بازبینیهای قابیل، دلیل انکار ناپذیر این مدعاست.سیاست گذاری تئوری گریزانهی قابیل در همان بدو امر قابل توجه است.رسم بر این است که مجلات و نشریهها و وبسایتها، با جذب خواص، و قرار دادن آثار دست اول و دوم آنها، اهمیت و جایگاه خود را تثبیت کنند.قابیل، وارد حواشی نشد.حجم زیادی از دو رشتهی فعالیتش (داستان و شعر) را به بینام و نشانها اختصاص داد ولی از ارزشش کم نشد.استفاده از قالب خاص "Pars Palette" نیز در این میان کمک بسیاری به این توفیق کرد.امکان نظر دهی و بخش "خواندنیهایی از رسانههای دیگر" این باور را در مخاطب و وبلاگ نویسان ایجاد کرد که قابیل از خودمان است.خاکی و صمیمی است." انواع ادبی" متنوعی که در آرشیو این مجله به چشم میخورد نیز گرایشی دیگر را نشان میدهد که برای جوانترها قابل توجه است.
تفرعون و بزرگپنداری، اخلاق غالب نشریههای از این دست است ولی قابیل خوش اخلاق ماند و بزرگ شد.آنچنان که امروز در ادبیات اینترنتی ایران، به یقین به عنوان یک برند مطلوب به منظور ورود به عرصه، برای جوانترها و فضای بازی برای بزرگترها مطرح شده.در این میان بیتردید فعالتر شدن، کارگاههای داستان و شعر قابیل توفیق بیشتری، برای قابیل به همراه خواهد داشت...قابیل همین چند وقت پیش بیخبر، تیلهباز را تحویل گرفت و به سیاههی "در ستایش کلمه" لینک داد.
...............................................................................................





















