
عصبانی نشويد
حال خودم هم دارد بههم میخورد از اين «نيمفاصله». دربارهی موضوع ديگری میخواهم بنويسم، دربارهی «قابيل» که يکساله شده و فاصلهاش تا پيامبری در نشريات ادبی اينترنتی آنقدر کم است که ترجيح دادم بگويم «نيمفاصله».
و اما قابيل
هر اندازه که يوسف عليخانی در «شيوه»ی وبلاگ نويسیاش به خطا رفت و غيرموفق نمود، با قابيل نه تنها از گذشتهی خود پشيمانی ابراز کرد که بسيار جبران کرد کاستیها را، بهخصوص پر کرد جای يک جای خالی بزرگ را که جای خودش بود. با تعريف شخصیام از نشريهی اينترنتی که پيش از اين دادهام، قابيل سر تا پا يک نشريهی اينترنتی در عرصهی ادبيات است، و نه يک نشريهی ادبی در عرصهی اينترنت.
- در انتشار آن از نشريات کاغذی الگوبرداری نشده و به ذات اينترنت بسيار نزديک است.
- زمانبندی دورهای ندارد و هر لحظه امکان بهروز شدن دارد.
- ارجاعهای لينکی و درونمتنی بسيار دارد.
- زبان رسمیاش با فضای وب فارسی همخوان است.
- اهل تعامل و بدهبستان است، منفی يا مثبت.
- در عين چندصدايی، سليقه و گرايش خاصی را در کليت آن میشود پی گرفت.
- تحريريهی ثابت ندارد و شمار توليدکنندگان محتوايش نامحدود است.
- طراحی گرافيکی آن ـ بهرغم مشکلاتی خاص که آنها را برخواهم شمرد ـ ساده و موزون است و از عناصر مزاحم در آن خبری نيست.
- و همهی اينها در حالیست که بیهيچ پشتيبانی مالی، و صرفا با اتکا به دلدادگی سردبير و همکاران پارهوقتش، و نيز به پشتوانهی درک نويسندگان از اهميت توليد محتوای ادبی در وب ـ هرچند رايگان ـ اداره میشود.
همهی اين موارد کافیست تا قابيل را «در آستانه»ی مبعوث شدن در مقام پيامبری بدانم.
پس چرا نيمفاصله؟
اگر قابيل به خاطر کشتن برادرش از پيامبری دور ماند، قابيل ما به خاطر بیبرادری، فاصلهاش را با بعثت و «حرفهای شدن» حفظ کرده؛ فاصلهای اندک در حد يک نيمفاصله که شايد با نظرداشت «غيرانتفاعی» بودن آن، گريزي هم از آن نباشد. تکرار میکنم که میدانم که قابيل يتيم است و حروم و از «قابيليّت» تنها نامش را به ارث برده. ولی شايد روزی روزگاری معجزهای شد. مگر کشور ما کشور معجزههای الهی نيست؟ اينها را بيشتر برای آن روز مینويسم:
- قابيل از برخی امکانات فنی اصولی برای يک نشريهی اينترنتی غافل مانده. شيوههای گوناگون بايگانی آثار و نوشتهها، بخش جداگانه و ثابت سردبيری، انجمن بحث يا همان فوروم، و پيوند به يادداشتها و آثار مرتبط در بايگانی قابيل به شکل حرفهای مهمترين اين امکاناتاند. اضافه کنيد به اينها: دربارهی نشريه، گالری عکس، دربارهی گردانندگان، نسخههای مناسب چاپ و...
- طراحی قابيل ـ بهرغم سادگی و موزونبودن ـ مستقل و انحصاري نيست، ضمن آن که خالیست از اجرا و عناصری که کاربر تازهورد و ناآشنا را به بخشهای گوناگون راهنمايی کند. در واقع يکی از عناصر مهم در تعريف هويت يک نشريهی اينترنتی، نوع طراحی آن و استفاده از اجزايیست که در پيوند با امکانات فنی نشريه، تابلويی عمومی از «سوگيری، محتوا و شيوه برقرای ارتباط» ارائه میدهد.
- بهرغم اين که گرايش خاصی را در کليت قابيل میشود پی گرفت، بيش از آن که قابيل خود پديدآورندهی اين گرايش باشد، زير تأثير فرستندگان آثار به چنين گرايشی رسيده. دقيقتر اين که قابيل بيشتر از آن که سفارش «موضوع» متن بدهد، پيشنهاد «انتشار» متن میدهد و میگيرد. اگر قابيل بهرغم همت عالی، نامآوری و بختياری ستودنیاش، کمتر تأثيرگذار و نيز جريانساز است به همين خاطر است، و نيز به خاطر اين که ادبيات در قابيل يعنی داستان کوتاه، شعر و گاهی هم نقد؛ همين. قابيل «ديدگاه» ندارد.
- قابيل کمی خودشيفته است و گهگاه خودشيفتگیاش را با شيوهای زمخت بروز میدهد. خودشيفتگی به خودي خود ناپسند نيست که حتا گاه لازم است، ولی چون قابيل ـ خواسته يا ناخواسته ـ تأکيد میکند که هويتی فردی و شخصی ندارد ـ که ارزش آن هم به همين است ـ نخست اين که خودشيفتگیاش بايد معطوف باشد به محتويات منتشرشده در آن و نه قابيل بودن آن، و ديگر آن که ابراز خودشيفتگی بايد شکل متمدنانه و ظريفتری به خود بگيرد. وانمايی عنصری معمولی در قابيل به عنوان يک پديدهی شگفتانگيز يکی از اين شيوههای زمخت است که هر چند وقت يکبار تکرار میشود.
چشم در برابر چشم
به گمانم حالا که قابيل آنقدر جدیست که يکسالگیاش را به جشن نشسته، حق بود من هم حرمت جديتاش را میداشتم و جدی نگاهش میکردم، که کردم. قابيل را دوست دارم؛ هم نامش را، هم سردبيرش را، و هم گردانندگانش را. قابيل را ستايش میکنم؛ هم جايگاهش را، هم صداقتش را، و هم نفوذش را در ميان بلاگران و اهالی ادبيات. کی شود معجزهای در رسد و قابيل از شر اين نيمفاصلهی لعنتی هم رها شود تا پيامبریاش را جشن بگيريم.
...............................................................................................





















